خرید بک لینک

من یه آدم عجولم،خیلی عجول،خیلی خیلی...

طوری که نمیتونی تصورش رو بکنی.یادمه یه بار بهم گفت تو دنبال بازدهی زودی،کتاب هایی که میخونی هم همین رو نشون میدن،راست میگفت

مثل همه حرفای دیگه اش درست بود.

خب این تنها صفت بد من نیست. حرف عجول بودن رو یه بار یا شایدم دو بار زد

ولی حرف قضاوت کردن زود رو...هزار بار

شاید این هم ناشی از همون عجول بودن اس.

اون روزی که سارا دستش شکست،من عجول بود که تا سوار شدم حرکت کردم و گاز دادم و گاز دادم و رفتم

یا روزایی که اختلاف پیش اومد بینمون،روزایی که ناراحت شدم یا ناراحت شد

تمام اون لحظه ها من عجول بودم.

گاهی انقدر عجله داشنم که از کنار چیزایی که میخواستم بدست بیارم با سرعت رد میشدم و دیگه راه بازگشتی نبود

از کنار عشق،علاقه؛یا آدمی...

افراطی بودم و همه چیز رو همینطوری از دست دادم.

با همه این حرف ها و تفاسیر

همونطور که نفیس هم برام نوشت

محکم میتونم بگم برای هدفام ،برای رسیدن به چیزایی که عجله داشتم برای داشتنشون

هیچ کسی رو زمین نزدم

دل نشکوندم

کسی رو نا امید نکردم،

انقدر مطمئن میگم این رو که جای هیچ شکی نباشهو

ولی من از یه چیز دیگه ام مطمئنم ،که تا به حال،چقدر دلم رو شکوندن،چقدر و چقدر از احساسم سواستفاده کردن

چقدر پشیمونم کردن از کارایی که براشون انجام دادم.

برچسب: نویسنده: بهراد ایمانی تاريخ: دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 0:44

صفحه بندی