شروع چالش ۱۰۰ روز خوشحالی
-
تاریخ: 1397/3/15 ساعت: 9:33
شروعِ چالش ۱۰۰ روز خوشحالی ساجده . ۳شنبه ؛ ۱۵ خرداد ۹۷ میخوام یاد بگیرم شادتر زندگی کردن رو ، حال خوب داشتن رو ، سپاسگزار بودن رو و اینکه زندگی چقدر میتونه قشنگ باشه اگه بخوایم.
ای تو چشمانت سبز
-
تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 19:17
همیشه میگفت ساااجده برای همه نوشتی الااا من،مثلا من دوستت ام هااا!منم میخندیدم و میگفتم می نویسم برا تواااام.اونم میگفت حالااا دیگه نمیخوام. میخوام برات بنویسم،شاید هیچوقت نخونیش،شایدم یه روزی راهت بیفته اینطرفا و یهو ببینی،عه یه نوشته اس که مخاطبش چقدر شبیهته... شاید،شاید هم یه روزی خودم برات فرستا...
کاش زندگی وا بده !
-
تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 19:17
غم دارم...یه روز مونده به تولدم؛یه روز هم نه.کمتر . تا فردا صبح ساعت٧ یه روز نیست.کمتر از یه روز مونده یه تولدم و غم عالم رو دلمه.نهایت کمال ادما چیه؟چرا هیچوقت از ته دل خوشحال نمیشن؟مگه قرار نبود من خوشحال باشم از بعد چیزی که برام رقم خورد.چرا نیستم؟چرا غم هست .چی میخوام چی نمیخوام.دلم امید میخواد ...
پریا گریه میکردن پریا
-
تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 19:17
شرایط سخته.وقتی روی صندلی های دانشکده ای که دوستش ندارم میشینم و خم میشم و ارنج دو تا دستام رو تکیه میدم به زانوام و بعد سرمو تا حد ممکن خم میکنم و زل میزنم به زمین می فهمم شرایط چقدر سخته.وقتی خسته ای و یک روز تمام خودت رو نمی بینی تو اینه حتی، یعنی شرایطت سخته.وقتی توی کلاس زل میزنی به در و از خود...
صدا کن مرا،صدای تو...
-
تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 19:17
نمیشه گذشت ازش،هرجایی می بینم سهراب گفته"صدا کن مرا،صدای تو خوب است" بی برو و برگشت یادش می افتم.مغرورترین فردی که توی عمرم دیدم تو بودی!جذاب بودی برام هنوز هم هستی به همون شدت و همون تشدید ذ جذاب!تو مثل بقیه نبودی که نبینمت و یادم بری،یادم بره چقدر زیاد دوست داشتمت.یادم نرفت .تمام لحظات ات رو یادمه...
لعنتی جذاب
-
تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 19:17
یکی رو دیدم که برگشت به شاگردش گفت نترسی بری اونجا ابرومون رو ببری،بعدش خندید درست مثل خودت.خودِ خودت بعدشم بنظرم گفت خداحافظ و رفت ! از پشت که نگاش کردم یاد تو افتادم حتی حرف زدنش هم منو یادت انداخت.همین شد که بلند شدم و بدون ذره ای فکر بهت زنگ زدم و بوق دوم که جواب دادی دیگه نفهمیدم کجام و چه حالی...
متنفرم از شهرش
-
تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 19:17
بی تعارف،از شهرش و تمااام ادماش متنفرم.متنفر
از دست داده ترینم
-
تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 19:17
من بهترین دوستام رو سر پیچ گم کردم نمیدونم من پیچیدم و اونا ناپدید شدن یهو یا برعکسش. من بهترین دوستای زندگیم رو دقیقن اونجایی که بهشون نیاز داشتم از دست دادم. از سارا که از اول سال با هم مشکل داشتیم بگیر تا هانیه که بهترین لحظه هارو واسه هم ساختیم همشون برام عزیز بودن.عزیزایی که نمیتونم به کسی بفهم...
خاطرات هنوز نفس میکشند
-
تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 19:17
صدامون از سرویسای ۷:۱۰ دقیقه.از کافه نقطه.از خستگیای روزای سه شنبه و چهارشنبه.از یزدان پناه از کلاسای کلافه کننده زبان،از دوشنبهی تعطیل.از تیراندازی .از بام قم! .از اندوه اون سه شنبه تو اتوبوس.از زنگ تلفن نصفه شبی که ۱۰۴ چه خبره؟ از رستوران ایتالیایی .از بیابون از مطهری .از پشت بام دانشکده و اون عکس...
در خاطرم می مانی روزهای مدرسه، نه؟
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 2:49
رفتم و با تمام خاطرات مدرسه وداع کردم... و این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است پاییز معنای پاییز بودن رو نداره وقتی دیگه به عشق مدرسه از خواب بیدار نشی. با یه حالت غمگینِ شیرین،دانشجو شدن ام مبارک !
دوست داشتن ساعت ٤و ربع صبح
-
تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 5:36
واقعیت اینه که الان وقتی به عقب نگاه میکنم می بینم هنوزم دوستش دارم با اینکه اون مدتی که باید بگذره تا کمرنگ شه گذشته ولی هنوز مثل سابق دلم میلرزه براش .وقتی فکر میکنم به حرکاتش به وقتی که میچرخید و با وسط انگشت اشاره دست راست یا شاید هم چپ عینکش رو بالاتر میداد هنوزم ثبته تو ذهنم به شفافیت واقعیتش....
اینستاگرام کیلو چند
-
تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 5:36
حتی اگه خودِ سازنده اینستاگرام بیاد بگه کل اینستا برا تو همممش واسه تو بازم دل نمی کنم از اینجا،به هیچ وجهی هیچ وجه.اینجا هوا خیلی خوبه برا نوشتن و اسمونش همونیه که من میخوام دقیقا همون.دلم گرفته باشه هواش پاییزیه و حالم خوب باشه باهاره باهار :) دل نمی کنم ازت اخه جانا... 747 روزه هم که شدی وبلاگ جا...
برای اخرین بار
-
تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 5:36
امروز صبح ساعت 6:30 که گوشی زنگ زد ،بیدار شدم .از تخت اومدم پایین بعد از شستن سر و رو و خوردن صبحانه برگشتم که لباسام رو بپوشم موهای کوتاه رو شونه کردم و لباسام رو پوشیدم و اخرش هم مقنعه ام رو سر کردم.ساعت ام رو انداختم و روی ساعدام عطر زدم .کیف ام رو اماده کردم .برنامه ی روزای سه شنبه.برای اخرین با...
نتایج من...
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 0:20
شب اعلام نتایج کنکوره.مسلما کمتر از 24ساعت مونده.ساعت 2:18شبه.قراره فردا ساعت6عصر بیاد نتایج.با اینکه میدونم نمیاد الان،ولی دارم رسمش رو بجا میارم و بیدار میمونم.حس خاصی الان ندارم.توو تاریکی مطلق نشستم.لعیا هم هست.بیدارع.حضورش هر چند ساکت شرایط روبرام اسونتر میکنه... ولی سارا خوابه.عاشق ارامششم یعن...
لبخند پدر جان...
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 0:20
هی خواستم بنویسم فرصت نشد یا تنبلی بود. دیدم خیلییی بی معرفتیه که برای خواسته هام اونطوری نوشتم و از خدا خواستم حالا که رسیدم به آرزوم ننویسم چیزی. گفته بدوم دنبال اون لحظه ای ام که بابام،لبخند بزنه به کارنامه مامانم چشاش بدرخشه بابام از ته ته دل خوشحال شه،حاضرم قسم بخورم که بزرگترین هدفم لبخند رضای...
زندگی اونی نیست ک میخوایم
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 0:20
"بنام خدا"این منم.با یه ذهن که غزالش بی قراره ،بی قرار و پرشور ...غزال ذهنم با چشم های مشکی درشتش زل زده با آیندهزل زده به امید ...به حال خوب ...چشم بر نمیداره ...حواسش هست به حس های خوب.
میشه گفت آدم!
-
تاریخ: 1396/5/12 ساعت: 1:10
یه آدم که هی میاد کامنت میذاره و فکر میکنه من نمی فهمم که کیه :) عزیزم،ارتباط من و تو خیلی وقته که تموم شده بفهم این رو و از زندگی من بکش بیرون :)) اهان،و ضمن اینکه خاله زنک بازی رو بذار کنار. تو دیگه بزرگ شدی مثلاا مثلا رو با شدتی که بعضی کلمه ها رو میخونی بخون برا خودت :)
مگه غیر اینه که همه چی میگذره؟!
-
تاریخ: 1396/5/12 ساعت: 1:10
بعد هر ماجرا یا حادثه ای که اتفاق میفته،هر چقدر بزرگ،همه میرن پی زندگی خودشون،عکس های اینستای روز بعد توی تراس خونه اس که صبحونه با ارامش تمام خورده میشه... یا عکس با خواننده یا هر چیز و یا هر کس محبوبیه که دوست دارن و با لبخندی تا بناگوش! باید قبول کرد اگه این خاصیت نبود ما اوضاع فعلیمون اینی نبود
دوست داشتنی ام،سرخی من از تو
-
تاریخ: 1396/5/12 ساعت: 1:10
"بنام خدا"این منم.با یه ذهن که غزالش بی قراره ،بی قرار و پرشور ...غزال ذهنم با چشم های مشکی درشتش زل زده با آیندهزل زده به امید ...به حال خوب ...چشم بر نمیداره ...حواسش هست به حس های خوب.
قضاوت
-
تاریخ: 1396/5/12 ساعت: 1:10
"بنام خدا"این منم.با یه ذهن که غزالش بی قراره ،بی قرار و پرشور ...غزال ذهنم با چشم های مشکی درشتش زل زده با آیندهزل زده به امید ...به حال خوب ...چشم بر نمیداره ...حواسش هست به حس های خوب.